يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

بای بای پوشک ...

سلام عشق مامان ... سلام خوشگلم.. 😍😙 یه گام بزرگ دیگه تو این مدت برداشته شد و اونم این که دخمل مامان دیگه پوشک نمیشه ...😉👏👏👏 هورا ....هورا .... هورا ....😍❤😙 تاریخ 8 تیر بود که از سفر شمال با باباجون اینا برگشتیم و فرداش یعنی 9 تیر که شما تو 31 ماهگی بودی، دیگه از صبح پوشکت نکردم. البته از چند ماه قبل البته نه به طور پیوسته از پوشک می گرفتمت و دوباره پوشکت می کردم اما این دفعه تصمیم قطعی گرفتم و بالاخره عملی شد. البته تا 10 روز شبها همچنان وقتی که خوابت می برد پوشکت می کردم اما تو طول روز اصلا پوشک نمی شدی.. تا یه مدت هم روزها شرت آموزشی پات می کردم. البته تا 10 روز اول خیلی همکاری نمی کردی و بعضی روزها واقعا کلافه می شدم...
10 تير 1396

30 ماهگی (2/5 سالگی) نازنینم...

سلام فرشته مامان ... 2/5 سالگیت مبارک عشق من ... 👏👏💖💝😙😘❤ 913 روز از سالروز زمینی شدنت می گذره و من هر روز بیشتر از دیروز از خداوند سپاسگزارم به خاطر این معجزه زیبایش  و تولد تو به این دنیای خاکی ...🙏 از خوشحالی و خوشبختی وجودت به خودم می بالم و معبودم را سپاس می گویم که این حس زیبای مادری را به من عطا کرد شیرین من اینقدر بزرگ و دلبر شدی که دیگه همدم من تو روزهای سخت و اسون زندگی هستی ... از وجودت انرژی میگیرم  واسه روزهای سخت زندگی ...❤❤❤ نفسم ، دلبرم ؛ عشقم کتاب هایی که واست می خونم و تقریبا حفظ شدی و دیگه من اولش و که میگم خودت تا آخر می خونی مثلا کتاب بچه اینقدر نخور قند ک خیلی این...
19 خرداد 1396

29 ماهگی عسلکم ...

سلام بر خوشگل خانم مامان     29 ماهگیت مبارک عروسک نازم ...  عزیز دلم این روزهای شیرین به سرعت برق و باد داره میگذره و من سعی میکنم نهایت استفاده رو داشته باشم ... دیگه کامل  می تونی حرف بزنی و هر چی که بخوای و بگی و بعضی وقتها هم یه حرفا یی می زنی که ما از تعجب شاخ در میاریم   همچنان کلی شعرهای خوشگل بلدی و میخونی جدیدا شعر یه توپ دارم قلقلی و البته تا نصفه می خونی ... وقتی هم از کسی عصبانی بشی بهش میگی بوگندو   یه اتفاق جدید تو این ماه این بود که از ناف گرفتمت😂😍 وقتی از شیر گرفتمت جایگزینش وقتی می خواستی بخوابی دستت  به ناف من بود و می خوابیدی اما تو این ماه یه شب بهت گفتم ن...
9 ارديبهشت 1396

28 ماهگی و نوروز 1396

سلام خوشگل خانومم.. سلام عشق من .. این پست حاوی دو تا تبریک هست ... یکی تبریک 28 ماهگی عسل بانو و دیگری تبریک عید نوروز سال 1396 و سومین عید دخمل نازم ...👏❤😍😙  1 ماهه دیگه با عشق گذشت و شما شدی 28 ماهه عروسکم ... اینقدر شیرین زبونی و دلبری  می کنی که واقعا هر چقدر خدارو شاکر باشم واسه داشتنت بازم کمه...😙😙😙 این ماه در تدارک عید و سفر و بعد هم عید دیدنی بودیم. امسال سال تحویل با بابا جون اینا و عمو حسین من رفتیم اهواز و آبادان و خرمشهر و در نهایت خرم آباد.  یه سفر 10 روزه که خیلی خیلی خوش گذشت.😉😀 البته دو روز قبل سال تحویل رفتیم سمت اصفهان با باباجون اینا و دو شب اصفهان بودیم بعد رفتیم سمت اهواز که البته سال  ...
12 فروردين 1396

27 ماهگی و روز شمار اسفند 95 ...

سلام عزیز مامان ... سلام نفسم .. 27 ماهگیت مبارک عشق من ... انشالله که همیشه تنت سالم باشه و بتونیم تمام ماهگرد هاتو جشن بگیریم     دیگه کم کم داریم نزدیک میشیم به پایان سال 95 ... امسال هم اتفاق بد داشتیم هم خوب. اتفاق بد که 2 بار مریضی سخت   شما بود و مهم ترین اتفاق خوب این  بود که شما عسل خانوم من یک سال بزرگ شدی و در کنارش کلی شیرین زبونی های جدید ، کلمات جدید و کارهای جدید یاد گرفتی که همه رو خوشحال و ذوق زده کردی ... به نظر من این روزای پایانی اسفند بهترین روزهای سال هست چون همه در تکاپو هستن و انگار یه نفس نو و تازه تو شهر  جریان داره ... من که عاشق ماه اسفندم مخصوصا که حالا شم...
21 اسفند 1395

26 ماهگی نفسم

سلام سلام صد تا سلام خدمت گل دخترم یسنا خانوم و همه دوستای گلم ... و باز هم تبریک و هزاران تبریک بابت 26 ماهگیت و انشالله همیشه سالم و تندرست در پناه حق باشی ...    قند عسل مامان این روزا فقط و فقط دوست دارم بشینم و ساعت ها و بلکه روزها به تماشای کارها و حرف های زیبات بشینم، و این روزها و لحظه های خوش و تو جای جای ذهنم ثبت کنم چون می دونم تکرار نشدنی هستن... عاشق حرف زدنات و جمله بندی هات هستم از بس که شیرین و قشنگ حرف می زنی ... اکثر کلمه ها رو درست تلفظ می کنی ولی بعضی ها رو هم به شیوه ی قشنگ خودت میگی مثل پرنده (برنده ) ؛ بی ابد (بی  ادب ) ؛ شککات (شکلات ) ؛ جوجه کباک (جوجه کباب ) ؛ هسنا (یسنا ) ؛...
22 بهمن 1395

25 ماهگی نازنینم

سلام و صد سلام به دخمل عزیز و شیرینم.. 25 ماهگی مبارک خانوم خوشگلم ... هر چقدر که بگم باز هم کمه از زود گذشتن این دوران شیرین و کاری هم از دستم بر نمیاد  تو این گذر عمر جز لذت بردن از وجودت و ثبت تک تک لحظات شیرینت تو ذهنم ... قند عسل من عاشق کارات و شیرین زبونی هات هستم مخصوصا حالا که دیگه خیلی حرفات و کارات فی البداهه هست و ما  به وجد میاری..   یه اتفاق قشنگ و مهم تو 25 ماهگیت این بود که یه روز خود به خود خودت گفتی جیش داری و واقعا هم وقتی بردمت تو دستشویی جیش تو کردی و به قدری خوشحال شدی که خودت ذوق می کردی و به بابا هم اعلام می کردی که بیاد ببینه البته علاوه بر جیشت اون یکی دستشوییت هم گفتی ...
19 دی 1395